صندوق در صندوقها» لایه سوم سرمایهگذاری در بورس هستند + ویدئو

برنامه «صندوقچه» محصول جدید پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا)، است که با تمرکز بر عملکرد و کارکردهای صندوقهای سرمایهگذاری، مسائل، چالشها، ظرفیتها و روند فعالیت این ابزارها را در بازار سرمایه بررسی میکند.
«صندوق در صندوقها» یا «فراصندوقها» به عنوان بخشی مغفول از بازار سرمایه ایران در چند سال اخیر به عنوان یک ابزار دارای مزیت برای سرمایه گذاران خرد عرضه شدهاند اما هنوز به جایگاه واقعی خود دست نیافتهاند. این در حالی است که به باور کارشناسان ابزار یاد شده عموما به عنوان یک ابزار دارای ریسک مدیریت شده، میتواند سهم بالایی از سبد سرمایه گذاران خرد را به خود اختصاص دهند.
درباره چشمانداز فعالیت «فراصندوقها» در بازار سرمایه در قالب برنامه «صندوقچه» با حسن کاظمزاده رئیس هیئت مدیره سبد گردان گندم گفتوگو کردهایم.
مشروح دیدگاههای این کارشناس بازار سرمایه را در ادامه بخوانید:
آقای کاظمزاده، میخواهم نظر شما را درباره جایگاه «صندوق در صندوقها» یا «فراصندوقها» در بازار سرمایه بدانم. این صندوقها اکنون چه جایگاهی در بازار سرمایه دارند؟
سرمایهگذاری در بازارهای مالی، بهخصوص در بازار سرمایه ایران، در سالهای گذشته تحولات مختلفی را پشت سر گذاشته است. در ابتدا، عمدتاً سرمایهگذاران بهصورت مستقیم سهام یا داراییهای مشابه و اوراق بهادار را خرید و فروش میکردند. بعدها صندوقهای سرمایهگذاری با استراتژیهای مختلف به وجود آمدند؛ از صندوقهای سهامی گرفته تا صندوقهای کالایی، درآمد ثابت و انواع دیگری از صندوقها، در طول ۲۰ سال اخیر به بازار سرمایه ایران اضافه شدهاند. در مقطعی این سؤال مطرح شد که نیاز به صندوق در صندوقها دقیقاً از کجا شکل میگیرد؟ زمانی که سرمایهگذاران به مرحله انتخاب صندوق میرسند، با گزینههای متعددی مواجه میشوند. مثلاً اگر ۵۰ صندوق سهامی یا ۳۰ صندوق کالایی داشته باشیم، سرمایهگذار چگونه باید تصمیم بگیرد که کدام صندوق را انتخاب کند؟ به چه معیارهایی باید توجه کند؟ از طرف دیگر، بخشی از سرمایهگذاران حتی مهارت، زمان یا تخصص لازم برای بررسی عملکرد صندوقهای مختلف را ندارند. در نتیجه این نیاز شکل گرفت که سرمایهگذاران بتوانند در صندوقهایی سرمایهگذاری کنند که خودشان در صندوقهای دیگر سرمایهگذاری کردهاند. در واقع میتوان گفت یک لایه سوم از سرمایهگذاری شکل گرفت. اگر سرمایهگذاری مستقیم را در یک سطح و سرمایهگذاری غیرمستقیم از طریق صندوقها را در سطح دوم در نظر بگیریم، صندوق در صندوق نوعی سرمایهگذاری غیرمستقیمِ هدایتشده یا مدیریتشده است.
با توجه به این مقدمه «فراصندوقها » برای چه طیفی از مخاطبان بازار سرمایه طراحی شدهاند؟
این ابزار بیشتر برای سرمایهگذاران عمومی و افرادی طراحی شده است که زمان، تخصص یا مهارت لازم برای درگیری مستقیم با بازار سرمایه را ندارند و میخواهند بهصورت غیرمستقیم در اوراق بهادار و داراییهای مختلف سرمایهگذاری کنند.
در این چارچوب مزیت «صندوق در صندوقها» چیست؟
در صندوق در صندوقها، ۲ موضوع مهم را میتوان به سرمایهگذاران عرضه کرد. موضوع اول، انتخاب میان صندوقهای مختلف است. برای مثال، فرض کنید یک صندوق در صندوق تمرکز خود را روی بازار سهام گذاشته است. مدیر آن صندوق باید تصمیم بگیرد که در شرایط فعلی، کدام نوع صندوق سهامی را خریداری کند و در پرتفوی «صندوق در صندوق» قرار دهد تا بتواند بازده و ریسک مورد انتظار سرمایهگذاران خود را پوشش دهد. موضوع دوم، بحث تخصیص دارایی است. هماکنون در بازار سرمایه، هم صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت بزرگ داریم، هم انواع مختلف صندوقهای سهامی؛ از صندوقهای سهامی کلاسیک گرفته تا صندوقهای اهرمی و بخشی. در حوزه صندوقهای کالایی نیز صندوقهای متنوع و بزرگی داریم. در واقع، یکی از مهمترین کارکردهای «صندوق در صندوق» این است که به سرمایهگذارانی کمک کند که نمیدانند در شرایط فعلی چه میزان از هر دارایی را در سبد خود داشته باشد. مدیر صندوق در صندوق این مهارت را دارد که بررسی کند در مقطع فعلی، چه درصدی از سرمایه باید به چه دارایی یا چه نوع صندوقی اختصاص پیدا کند.
چالشهای فعالیت فراصندوقها چیست؟
یکی از چالشهای اصلی این است که صندوق در صندوقها تا حدودی غیرمنعطف باقی ماندهاند. در حالی که این ابزار اساساً میتواند ابزار بسیار منعطفی باشد. حتی اساسنامه آنها نیز به شکلی طراحی شده که مدیر صندوق بتواند در دامنه گستردهای از داراییها فعالیت کند. اما به دلایل مختلف، چه به دلیل شرایط بازار، چه به دلیل شرایط اقتصادی یا سیاستهای نهاد ناظر، در عمل «صندوق در صندوقها» بسیار غیرمنعطف باقی ماندهاند. در نتیجه، خلاقیت و نوآوری گستردهای که میتوانست در این ابزار اتفاق بیفتد، تاکنون بهطور کامل محقق نشده است. نکته دیگر این است که صندوق در صندوق ذاتاً ابزاری است که به سرمایهگذاری با افق زمانی بهنسبت بلندمدتتر نیاز دارد. برخلاف صندوقهای سهامی، کالایی یا سایر صندوقها که ممکن است. سرمایهگذاران کوتاهمدت در آنها فعال باشند و مرتب خریدوفروش کنند، صندوق در صندوق قرار است بر انتخاب بهترین صندوقها یا بهترین تخصیص دارایی متمرکز باشد. اما در شرایط فعلی، نحوه برخورد با صندوق در صندوق نیز تا حدودی شبیه یک ابزار کوتاهمدت شده است. نمیدانم این مسئله ناشی از فرهنگ سرمایهگذاری ماست یا سیاستگذاری در حوزه این صندوقها نیز به این سمت حرکت کرده است. این موضوع نیازمند بررسی دقیقتر است و باید روند تحول این ابزار را مورد بررسی قرار داد. واقعیت این است که صندوق در صندوق تا حدود زیادی از ماهیت اولیه و هدفی که برای آن طراحی شده بود، یعنی جذب سرمایهگذاران ناآشنا با بازار سرمایه، فاصله گرفته است. برخوردی که امروز با آن میشود، بیشتر شبیه برخورد با یک ابزار مالی فرعی است.
به ۲ نکته اشاره کردید؛ یکی اینکه صندوق در صندوقها به جایگاه واقعی خود نرسیدهاند و دیگری اینکه انعطاف لازم را ندارند. میشود این ۲ موضوع را کمی بیشتر توضیح دهید؟
متأسفانه در بازار سرمایه ایران، موضوع ریسک و زیان به شکل نامناسبی جا افتاده است. انگار اگر ابزاری ذاتاً ریسک بالایی داشته باشد و سرمایهگذاران آن متحمل زیان شوند، حتماً باید عدهای وارد شوند و مسئله را حل کنند. متأسفانه اغلب این انتظار حتی از سازمان بورس وجود دارد و خود سازمان بورس نیز ناخواسته، وارد این بازی شده است؛ در حالی که این موضوع اساساً جزو رسالت نهاد ناظر نیست. وقتی یک ابزار ریسک بالایی دارد یا سطح مشخصی از ریسک برای آن تعریف شده سرمایهگذار باید از این موضوع اطلاع داشته باشد و با آگاهی از ریسک، وارد آن سرمایهگذاری شود. این متولیگری بیش از حد باعث شده است که یکی از اولین دغدغههایی که هنگام طراحی یا توسعه ابزارهای جدید مطرح میشود، مسئله ریسک باشد. یعنی پیش از اینکه درباره مزیتهای یک ابزار صحبت شود، یا سایر ابعاد آن مورد بررسی قرار گیرد، این سؤال مطرح میشود که اگر روزی اتفاقی افتاد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ این مسئله نشان میدهد وظیفهای بیش از حد بر دوش سازمان بورس گذاشته شده و این تصور ایجاد شده که سازمان باید متولی زیان و ضرر سرمایهگذاران باشد. به نظر من، این یکی از دلایل اصلی انعطاف نداشتن صندوق در صندوقها و حتی بسیاری از صندوقها و ابزارهای دیگر بازار سرمایه است. برای مثال، یک سرمایهگذار صندوق اهرمی خریداری کرده است و ریسک آن را نیز میداند. وقتی سود میکند، طبیعتاً سود خود را دریافت میکند؛ اما وقتی زیان میکند، همه به دنبال این هستند که فرد یا نهادی را پیدا کنند و بپرسند چرا مراقب نبوده است! در حالی که ویژگی و ریسک این صندوق از ابتدا مشخص است. این فشار هم لزوماً از سمت عموم بازار نیست؛ گاهی از سوی برخی افراد و نهادهای تصمیمگیر ایجاد میشود. به نظر من اگر ما در ابزارسازی انعطاف لازم را داشتیم، تعداد صندوقها و ابزارهای موجود در بازار سرمایه میتوانست بسیار بیشتر از وضعیت فعلی باشد. حتی ممکن بود تعداد و تنوع صندوقهای ما چند برابر رقم فعلی باشد. موضوع بعدی، فاصله گرفتن صندوق در صندوقها از رسالت اصلی خود است که تا حدودی به ماهیت اقتصاد و فرهنگ سرمایهگذاری ما برمیگردد. در اقتصاد ما، از حدود سال ۱۳۹۷ به بعد، سرمایهگذاری تا حد زیادی به سمت فعالیتهای کوتاهمدت و نوسانگیری حرکت کرده است. سرمایهگذاران گاهی تصور میکنند باید هر روز صبح بیدار شوند، یک تصمیم بگیرند و همان روز سود کسب کنند. یعنی تصمیمگیریها تا این اندازه کوتاهمدت شده است. این روحیه باعث شده صندوق در صندوقها نیز مورد استقبال کافی قرار نگیرند. از طرف دیگر، نهادهای مالی هم طبیعتاً به دنبال ابزاری هستند که سادهتر باشد و راحتتر بتوان آن را به سرمایهگذاران عرضه کرد. همه میخواهند مثلاً صندوق طلا تاسیس کنند، چون مشتری و تقاضای مشخصی دارد. یا اگر یک صندوق جدید و جذاب بازار داشته باشد، به سراغ آن میروند. اما صندوقی که نیاز به فرهنگسازی و معرفی بیشتری دارد، نیازمند صرف زمان و انرژی بیشتری است. باید درباره آن آموزش داد، مزایای آن را برای سرمایهگذار توضیح داد و آن را در بازار معرفی کرد. متأسفانه بخشی از نهادهای مالی نیز ترجیح میدهند ابزاری ایجاد کنند که بهسرعت فروخته شود و کمتر به فرهنگسازی و توسعه آن فکر میکنند.
اگر قرار باشد «صندوق در صندوقها» برای فعالان بازار جذابتر شود، چه اقداماتی میتوان انجام داد؟
به نظر من ابتدا باید دامنه فعالیت صندوق در صندوقها گستردهتر شود. برای مثال، ممکن است یک نهاد مالی تصمیم بگیرد در یک صندوق در صندوق خاص، روی یک سهم مشخص تمرکز کند، سطح ریسک را افزایش یا کاهش دهد یا یک سیاست سرمایهگذاری خاصی را دنبال کند. به نظر من باید مسیر این نوع فعالیتها بازتر شود. باید اجازه دهیم نهادهای مالی بتوانند برای صندوق در صندوقهای خود سیاست سرمایهگذاری مشخصی را طراحی کنند و آن را به بازار عرضه کنند. اینکه بازار آن را میخرد یا نمیخرد، در نهایت باید به خود نهاد مالی مربوط باشد. موضوع دوم این است که اگر صندوق در صندوق را در قالب یک طیف در نظر بگیریم که قرار است افراد از طریق آن وارد بازار سرمایه شوند، به نظر من در حال حاضر این طیف به شکل مناسبی طراحی نشده است. بهترین نقطهای که امروز به مردم برای ورود به بازار سرمایه پیشنهاد میشود، همچنان خریدوفروش مستقیم اوراق بهادار است. با وجود تمام شعارهایی که درباره توسعه سرمایهگذاری غیرمستقیم داده میشود، همچنان مجموعهای از منافع و ذینفعان باعث شدهاند خریدوفروش مستقیم اوراق بهادار در عمل بیشتر مورد تشویق قرار گیرد. برای مثال، سال گذشته افزایش نرخ کارمزد صندوقها اتفاق افتاد که به نظر من تصمیم عجیبی بود. چرا باید چنین اتفاقی بیفتد و سرمایهگذار عملاً با هزینه و کارمزد مضاعف مواجه شود؟ به نظر من این قیف باید برعکس شود. در سیاستگذاری باید بهگونهای عمل کنیم که هرچه سرمایهگذاری غیرمستقیمتر و مدیریتشدهتر میشود، افراد بیشتر به سمت آن هدایت شوند. صندوق در صندوق میتواند در این بخش نقش مهمی داشته باشد و به کاهش نوسانات و مدیریت بهتر ریسک سرمایهگذاری کمک کند. پس از آن میتوان صندوقهای سرمایهگذاری مختلف را قرار داد و در نهایت به سرمایهگذاری مستقیم در اوراق بهادار رسید. راههای مختلفی هم برای تحقق این هدف وجود دارد؛ از تسهیل معاملات و اصلاح ساعات معاملاتی گرفته تا ایجاد دسترسی از طریق شبکهها و بسترهایی غیر از معاملات مستقیم کارگزاری. امروز پلتفرمهای مختلفی شکل گرفتهاند و این امکان وجود دارد که داراییهای مختلف از طریق این بسترها در دسترس مردم قرار گیرد. در نهایت، باید این قیف را به سمت مردم بازتر کنیم و به آنها آموزش دهیم که اگر یک سرمایهگذاری کمریسک یا سرمایهگذاری با ریسک متناسب با بازده مورد انتظار خود میخواهند، مسیر مناسب برای آنها چگونه طراحی شده است. متأسفانه امروز وضعیت اینگونه نیست. همچنان میبینیم که تمایل به اینکه مردم مستقیم وارد صف خرید یک سهم شوند، بیشتر است. به نظر میرسد که برای بعضی از افراد، خودِ حضور در صف خرید یک سهم جذابتر از سرمایهگذاری غیرمستقیم و مدیریتشده است. در حالی که اگر هدف ما توسعه سرمایهگذاری در بازار سرمایه و مدیریت بهتر ریسک باشد، باید ساختار بازار بهگونهای طراحی شود که سرمایهگذار ابتدا از مسیرهای غیرمستقیم و تخصصی وارد بازار شود و سپس، در صورت داشتن دانش و پذیرش ریسک، به سمت سرمایهگذاری مستقیم حرکت کند.
مشاهدهٔ خبر در منبع