دلار آمریکا۲۳۰,۳۹۵• ۰.۰٪یورو۲۶۶,۱۸۰• ۰.۰٪سکه بهار آزادی۲۳۱,۴۸۵,۰۰۰• ۰.۰٪طلای ۱۸ عیار۲۳,۲۵۹,۱۰۰• ۰.۰٪شاخص کل بورس تهران۷,۵۲۱,۹۶۳▲ ۱.۷٪نفت برنت۱۰۸٫۵۰▲ ۲.۷٪انس طلا۴,۳۳۳٫۴▼ ۰.۴٪بیت‌کوین۷۵,۸۲۳▼ ۳.۰٪تتر۲۳۱,۲۴۳▼ ۰.۲٪شاخص S&P ۵۰۰۷,۵۸۶▼ ۰.۴٪
دیلی‌فیدروزنامهٔ اقتصاد و بازار
سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
به‌روزرسانی بازار ساعت ۰۰:۴۷
دیلی‌فید / صنعت و معدن
صنعت و معدن

آغاز حکمرانی هوشمند در شهرک‌های صنعتی

منبع: وزارت صمت۲۲ شهریور ۱۴۰۵

معاون وزیر صمت با تشریح برنامه‌های جدید سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران، از آغاز مسیری تازه برای تغییر الگوی مدیریت شهرک‌های صنعتی خبر داد.

صنایع کوچک و متوسط در اقتصاد ایران، همواره یکی از مهم‌ترین پایه‌های ایجاد اشتغال، توسعه منطقه‌ای و گسترش فعالیت‌های تولیدی بودهاند؛ با این حال، بخش قابل توجهی از سیاست‌های حمایتی طی سال‌های گذشته بر تأمین زمین، ایجاد زیرساخت‌های فیزیکی و واگذاری امکانات متمرکز بوده است. اکنون سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران تلاش دارد این رویکرد را تغییر دهد و مفهوم شهرک صنعتی را از یک فضای فیزیکی برای استقرار واحدهای تولیدی به یک شبکه بههمپیوسته اقتصادی ارتقا دهد.

لاهوتی اشکوری، در همایش روز ملی حمایت از صنایع کوچک که با میزبانی اتاق بازرگانی ایران برگزار شد، تأکید کرد که سازمان صنایع کوچک طی سال‌های اخیر مسیر مشخصی را برای تحول در شیوه حمایت از بنگاه‌ها ترسیم کرده است.

به گفته وی، این مسیر بر اساس اسناد بالادستی و راهبردهای وزارت صنعت، معدن و تجارت طراحی شده و در سطح سازمان، ۶ محور عملیاتی برای توسعه صنایع کوچک و متوسط در دستور کار قرار گرفته است.

اهمیت این تغییر رویکرد در شرایطی دوچندان می‌شود که بنگاه‌های کوچک و متوسط علاوه بر مشکلات مربوط به تأمین مالی و نقدینگی، با چالش‌هایی مانند دسترسی محدود به بازار، ضعف ارتباط با صنایع بزرگ، عدم تقارن اطلاعات و دشواری ورود به زنجیره‌های تأمین نیز مواجهاند.

شهرک صنعتی؛ از فضای فیزیکی تا اکوسیستم اقتصادی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های برنامه جدید سازمان صنایع کوچک، بازتعریف مفهوم شهرک صنعتی است. معاون وزیر صمت تأکید دارد که در شرایط کنونی نمیتوان شهرک صنعتی را صرفاً مجموعه‌ای از زمین و سوله تلقی کرد. بر اساس این نگاه، شهرک صنعتی آینده باید مجموعه‌ای پویا باشد که در آن زیرساخت، فناوری، اطلاعات، خدمات کسبوکار، زنجیره تأمین و ارتباط میان بنگاه‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند.

در چنین الگویی، داده می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت تبدیل شود. مدیریت دادهمحور این امکان را فراهم می‌کند که تصمیم‌گیری درباره نیازهای زیرساختی، ظرفیت تولید، خدمات‌رسانی، مشکلات واحدها و حتی برنامه‌های توسعه، بر مبنای اطلاعات واقعی و بهروز انجام شود.

این تغییر، در صورت اجرای صحیح، می‌تواند فاصله میان سیاست‌گذاری و واقعیت‌های بنگاه‌های تولیدی را کاهش دهد. در واقع، هدف اصلی حکمرانی دادهمحور، جایگزین کردن تصمیم‌گیری مبتنی بر اطلاعات با تصمیم‌گیری صرفاً اداری و سنتی است.

عباسآباد؛ پایلوت شهرک‌های صنعتی نسل جدید

برای عملیاتی کردن این رویکرد، شهرک صنعتی عباسآباد به عنوان پایلوت اجرای الگوی شهرک‌های صنعتی نسل جدید انتخاب شده است.قرار است در این شهرک، زیرساخت‌های هوشمند و سازوکارهای مدیریت دادهمحور توسعه پیدا کند تا مدیران بتوانند با دسترسی به اطلاعات دقیق‌تر، تصمیم‌های سریع‌تر و هدفمندتری اتخاذ کنند.

البته موفقیت چنین الگویی تنها به نصب تجهیزات هوشمند وابسته نیست. تجربه شهرک‌های صنعتی نسل جدید نشان خواهد داد که آیا فناوری می‌تواند در کنار اصلاح فرآیندهای مدیریتی، به کاهش هزینه‌ها، افزایش بهرهوری و بهبود فضای کسبوکار نیز منجر شود یا خیر.

به بیان دیگر، «هوشمندسازی» زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که خروجی آن برای واحد تولیدی قابل لمس باشد؛ از کاهش زمان دریافت خدمات و رفع مشکلات زیرساختی گرفته تا تسهیل دسترسی به بازار و کاهش هزینه‌های تولید.

خواف؛ نقطه اتصال صنایع کوچک و معدن

محور مهم دیگر برنامه سازمان صنایع کوچک، توجه ویژه به ظرفیت‌های صنایع معدنی و تلاش برای تکمیل زنجیره ارزش این بخش است.صنایع معدنی ایران از ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد ارزش افزوده و اشتغال برخوردارند، اما یکی از چالش‌های اصلی، فاصله میان ظرفیت‌های استخراج و فرآوری مواد معدنی با توسعه صنایع پاییندستی و بنگاه‌های کوچک و متوسط است.

در این چارچوب، شهرک صنعتی خواف در استان خراسان رضوی به عنوان نخستین شهرک تخصصی معدنی هدف‌گذاری شده است.هدف از این اقدام، ایجاد ارتباط ساختاریافته میان بنگاه‌های کوچک و صنایع بزرگ معدنی است. اگر این ارتباط از سطح قراردادهای موردی فراتر رود و به یک شبکه پایدار تولید و تأمین تبدیل شود، می‌تواند زمینه را برای توسعه صنایع پاییندستی، افزایش ارزش افزوده و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید در منطقه فراهم کند.

توسعه خوشه‌های کسبوکار نیز در همین مسیر قابل ارزیابی است؛ چرا که نزدیکی جغرافیایی و تخصصی بنگاه‌ها، در صورت وجود سیاست‌های مکمل، می‌تواند زمینه انتقال دانش، کاهش هزینه‌های تأمین، افزایش همکاری و شکل‌گیری زنجیره‌های تولید رقابتپذیر را فراهم کند.

پایان روابط پراکنده میان تولیدکنندگان کوچک و صنایع بزرگ؟

یکی دیگر از برنامه‌های مهم اعلام‌شده، رونمایی و عملیاتی‌سازی نظام مبادلات پیمانکاری فرعی است؛ طرحی که می‌تواند به یکی از حلقه‌های مهم اتصال صنایع کوچک به صنایع بزرگ تبدیل شود.

در ساختار فعلی اقتصاد، بسیاری از بنگاه‌های کوچک با وجود برخورداری از توان فنی و ظرفیت تولید، دسترسی پایدار و شفاف به سفارش‌های صنایع بزرگ ندارند. از سوی دیگر، صنایع بزرگ نیز برای یافتن تأمین‌کنندگان توانمند با پراکندگی اطلاعات و هزینه‌های جست‌وجو و ارزیابی مواجهاند.

راه‌اندازی یک نظام مبادلات شفاف می‌تواند این شکاف را کاهش دهد. هدف اعلام‌شده، ایجاد پیوندی پایدار میان بنگاه‌های کوچک به عنوان تأمین‌کنندگان و صنایع بزرگ به عنوان کارفرمایان است؛ به گونه‌ای که روابط پراکنده و پرهزینه جای خود را به شبکه‌ای شفاف و قابل ارزیابی بدهد.

این سامانه در مرحله نخست بر تجهیزات حوزه انرژی، از جمله کمپرسورها، شیرآلات، اتصالات، الکتروموتورها و سیستم‌های تصفیه آب تمرکز خواهد داشت و مدیریت آن نیز با همکاری اتاق بازرگانی ایران انجام می‌شود.

کاهش واردات؛ نتیج‌های فراتر از یک سامانه

اهمیت این طرح را نباید صرفاً در ایجاد یک بستر معاملاتی جست‌وجو کرد. مسئله اصلی، شکل‌گیری یک بازار سازمانیافته برای ظرفیت‌های تولید داخل است.اگر یک بنگاه کوچک بتواند توان فنی و ظرفیت تولید خود را به شکل شفاف عرضه کند و صنایع بزرگ نیز بتوانند تأمین‌کنندگان واجد شرایط را بر اساس معیارهای روشن انتخاب کنند، بخشی از مشکلات ناشی از عدم تقارن اطلاعات کاهش خواهد یافت.

در چنین شرایطی، امکان افزایش سهم تولیدکنندگان داخلی در زنجیره تأمین صنایع بزرگ نیز بیشتر می‌شود. نتیجه مطلوب این فرآیند می‌تواند کاهش وابستگی به واردات، توسعه بازار داخلی برای تولیدکنندگان، افزایش مقیاس تولید و در نهایت ارتقای توان رقابت محصولات ایرانی باشد.

با این حال، تحقق این اهداف به کیفیت اجرای سامانه، شفافیت اطلاعات، معیارهای دقیق ارزیابی تأمین‌کنندگان و اعتماد متقابل میان طرفین بستگی دارد. یک سامانه دیجیتال به تنهایی نمی‌تواند مشکل زنجیره تأمین را حل کند؛ بلکه باید بخشی از یک سیاست صنعتی منسجم باشد.

آزمون بزرگ سیاست جدید

مجموعه برنامه‌های اعلام‌شده از سوی سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران را میتوان نشانه حرکت از «مدیریت شهرک‌ها» به سمت «حکمرانی اکوسیستم‌های صنعتی» دانست؛ تغییری که اگر بهدرستی اجرا شود، می‌تواند نقش شهرک‌های صنعتی را در اقتصاد کشور بازتعریف کند.اما آزمون اصلی این سیاست، در مرحله اجرا خواهد بود.

هوشمندسازی عباسآباد، توسعه تخصصی خواف و نظام مبادلات پیمانکاری فرعی زمانی موفق تلقی می‌شوند که آثار آن‌ها در شاخص‌هایی مانند افزایش تولید، کاهش هزینه، ایجاد اشتغال، توسعه بازار، افزایش سهم ساخت داخل و بهبود بهرهوری بنگاه‌ها قابل مشاهده باشد.

اکنون صنایع کوچک بیش از هر زمان دیگری به سیاست‌هایی نیاز دارند که آن‌ها را از حاشیه زنجیره تولید به متن اقتصاد بیاورد. اگر قرار باشد شهرک صنعتی نسل جدید صرفاً به فناوری و تجهیزات محدود نشود و همزمان با آن، شبکه ارتباطی میان بنگاه‌ها، صنایع بزرگ، بازار و نهادهای سیاست‌گذار تقویت شود، آنگاه میتوان انتظار داشت که این تغییر رویکرد، از یک برنامه اداری فراتر رفته و به بخشی از تحول ساختاری صنعت ایران تبدیل شود.

منبع: اقتصاد نت

این خبر از وزارت صمت بازنشر شده و متن کامل آن در منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ خبر در منبع